ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )

مقدمه 49

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )

يادداشت‌هاى تازه جمع مىكردم كه همه را مرحوم معلم ديده و از آن استفاده كرده است . آشنايى من با « معلم » در همان اوقات بتوسط همان شيخ غلامعلى اتفاق افتاد ، همان اتفاق كه منجر بدوستى و معاشرت و مصاحبت هميشگى گرديد . از همان روز اول كه معلم را ديدم دريافتم كه وى به تمام معنى عاشق فن تاريخ و تراجم احوال رجال مخصوصا طبقه فقها و محدثان شيعه امامى است و از اين رشته به هيچ فن ديگر از فنون متداول علمى و ادبى رغبت ندارد . يادداشتهاى ذيل « تذكرة القبور » را كه بمرور ايام فراهم آمده بود در اختيار او گذاشتم ؛ سخت خوشحال شد و با تواضع هرچه تمام‌تر آن را به امانت گرفت و به‌سلامت بازپس داد ، بعدا خود او تحقيقات تازه بر تعليقات « تذكرة القبور » افزود كه عمده‌اش در طبع جديد آن كتاب درج و سرگذشت تعليقات هم در مقدمه‌اش بقلم خود معلم قيد شده است . پس از مدتى كه از آن احوال مىگذشت باصرار اين حقير و جمعى از دوستان و آشنايان شهرى از آن جمله مرحوم حاج ميرزا رضاى كرباسى ( كلباسى ) كه معلم ارادت علمى و معنوى بسيار بوى داشت از قريه حبيب‌آباد به شهر منتقل شد و در مدرسه كاسه‌گران حجره گرفت و پس از چندى داخل خدمت كتابدارى كتابخانه شهردارى گرديد و پس از آنكه از آن خدمت بازنشسته شده بود ؛ در أثناء ثلث آخر عمر لباس خود را بعبا و عمامه بدل كرد . بعد از آنكه اين حقير از اصفهان مهاجرت كردم باز همچنان رشتهء دوستى و مكاتبه دوام و استمرار داشت . مقارن آن اوقات كه معلم در كتابخانه شهردارى بود ، اين حقير همه‌ساله دوسه ماه تعطيل تابستان را در اصفهان مىگذرانيدم و تقريبا در تمام اين مدت باستثناى چند روز كه در اين اثنا براى سركشى به امور خانواده‌اش به حبيب‌آباد